مرور رده
داستان فارسی
هر داستان گمانهزن فارسی پنجرهای خیالانگیز است که گوشهای از ایران و رهگذری از ایرانیان را در قاب خود ثبت کرده. اینجا مملو از خیال است؛ خیالی مختص خواننده ایرانی.
آکواریوم بلبضیر
این داستان در دنیایی مشترک با «نیرنگ آلتا-آترنا» اتفاق میافتد. با اینکه داستان بهطور مستقل قابلخواندن و!-->…
جُمود
به سنهی هشتصد و هشتاد و سه هجری قمری، طبیب نوپای خوشاقبالی بودم تازه به هرات فرودآمده. با استناد به!-->…
بافتنیهای مارگارت
دوست اولیویا مریودر بافندهای چیرهدست بود و عاشق کمک به همسایگانش.
در نتیجه وقتی اولیویا خواندن نامهی نوهی!-->!-->!-->…
گریستن آهنین
در روزگاری که رباتها بهخاطر جنسیت ممنوع شدهاند، جنازهای پیدا میشود...
تولد یک قاتل
چندین روز بود که برف میبارید. امروز شدت بارش و باد تندتر هم شده بود. زیر لایه نرمی که تازه باریده بود، لایه !-->…
دوئت خونین
عاشقی به آرزوی جنگ میماند.
موجودی خداگون جایی این کلمات تیز را در گوشم زمزمه کرد.
سالن آمفیتئاتر!-->!-->!-->!-->!-->…
ارتباط مگسی
داستانی جذاب و منحصر بهفرد از امیر سپهرام برای اولین بار در دیستوپین.
کاف مثل کرونا
خانم میم مورد عجیبی بود. تا قبل از آنکه کرونا بیاید حتی بیشتر عجیب بود. ویروس کرونا که آمد دنیا را تغییر داد.!-->!-->!-->…
یک نامهی عاشقانه
سلام. حالت خوب است عزیزم؟ آنجا هوا چطور است؟ اینجا سرد است، دوباره سرد شده است. هزار سال است که سرد میشود. توی!-->…
«چرخدندههای بیصدای خاموش شده»
محبوب من،
حال که این نامه را!-->!-->!-->!-->!-->…
تنازع بقا
تنازع بقا
بعضىها بيشتر از همه با بقيه فرق دارند، غيرمنتظره، خيلى زود و رازآلود ميميرند. نمىتوان به قدركافى…
نیرنگ آلتا-آترنا
بِگویا از خواب بیدار شد و بار دیگر از پنجرهی سیاهچاله به آسمان نگاه کرد. آسمان همچنان به سیاهی قیر بود. پنج شب…
کفایت و مجازات
تو چپدست نبودی اما تمام این هشت سال را با همین دست چکش زدهای.
همیشه یکجور شروع میشود: ساعت سه صبح،!-->!-->!-->!-->!-->!-->!-->…
یک مَردِ مُرده
یک مرد مرده
داستان کوتاه
ژانر وحشت
عصری سرد و زمستانی بود که به خودم آمدم در میانهی جنگل انبوه…
جمعه به توان دو
توى لیوان چایى اش دو حبه قند انداخت. با عجله یک دستمال کاغذى از روى میز برداشت و قطرات چایى پخش روي میز مرمری را!-->…