میلاد قزللو؛ از خاک پاک تهران، که در غوغای شهر، گوش به نغمه کلمه میدهد و چشم به رمز ماجرا. شاگرد مستقیم شیخ اجل سعدی، اگرچه این دعوی را به مطایبه میگوید، که آقا سعدی را شاگردی نتوان کرد، مگر به ادب و رنج خواندن. فانتزینویس و شاعر؛ گاه جهان را چنان میسازد که نیست، تا حقیقتش بهتر دیده شود. خودرونویس؛ میان آهن و آتش، دنبال جان داستان میگردد. طنزپسند، که تلخی روزگار را به نمک خنده آسانتر توان سر کشید. و از همه بیشتر، هنر وی آن است که چیزهایی میبیند که دیگران از کنارشان بیخبر میگذرند، چون کسی که در برگ گل، فصل بهار را میخواند.