داستان فارسی نیرنگ آلتا-آترنا فربد آذسن آذر ۲۶, ۱۳۹۹ 0 بِگویا از خواب بیدار شد و بار دیگر از پنجرهی سیاهچاله به آسمان نگاه کرد. آسمان همچنان به سیاهی قیر بود. پنج شب…