چرا خوب است که اقیانوس یک سانتی باشیم؟ ۲

متخصص یا جنرالیست

پشتر گفته بودم که چرا به نظرم همه‌چیز‌دانی مفید است. کتابی در ستایش همه‌چیزدانی خواندم. ایده‌های این نوشته از کتاب گستره است مه نشر نوین ترجمه فارسی‌اش را منتشر کرده است.

کسانی که از این شاخه به آن شاخه می پرند را جدی نمی‌گیریم جون متخصص نمی‌شوند. آنها اگر همه دوران سرگشتگی‌شان را خرج یک کار می‌کردند و ده هزار ساعت مشهور را به تمرین در آن زمینه می‌پرداختند، متخصص می‌شدند و می‌دانیم که دنیا به متخصص‌ها نیاز دارد.

اما آیا واقعا همین‌طور است؟

بسیاری از یپشرفت‌های کنونی ما حاصل تخصص‌گرایی است. اما تخصص‌گرایی یک پاشنه آشیل دارد: دامنه دید افراد متخصص عمیق اما اندک است. آنها حوزه کاری خودشان را خوب بلدند اما بسیاری از پاسخ‌ها در جایی‌ست که آنها قادر به دیدنش نیستند. در فضای میان‌رشته‌ای. در فضای اقیانوس‌های یک سانتی.

و اینجا جایی‌ست که جنرالیست‌ها وارد می‌شوند. به هر نامی که بخوانیدشان؛ همه‌کاره/ هیچ‌کاره‌ها، آماتور‌ها، همه چیز‌دان‌ها. پیشرفت‌های ما حاصل همکاری هر دو گروه است.

در زندگی واقعی چطور؟ آیا برگ برنده دست متخصصان است؟

رابین هوگارت روانشناس طی آزمون‌های مختلف به این نتیجه رسید؛ می‌توانیم زمینه‌های مختلف را براساس پاسخ‌دهی به مفهوم مهارت به دو گروه تقسیم کنیم. زمینه‌های مهربان. زمینه‌هایی هستند که همان ده‌هزار ساعت مشهور در آن حرف اول را می‌زند. تمرین از دوران کودکی می‌تواند از شما استاد شطرنج یا نوازنده ماهر پیانو بسازد. در زمینه‌های مهربان، پاسخ ها همیشه یکسان است. شما با یادگیری الگوها قادر خواهید بود به راه حل مناسب برسید. هر چقدر زمان بیشتری خرج یادگیری کنید موفق‌ترید.

اما زمینه‌هایی وجود دارد که می توانیم نامشان را بگذاریم زمینه‌های بدسرشت. این حوزه‌ها بخاطر پیچیدگی متغییر‌ها پاسخ‌های یکسانی به مهارت نمی‌دهند. شما نمی‌توانید به صرف ساعات زیاد تمرین، شاهکار هنری خلق کنید، راه سرطان را بیابید یا حتی خوب زندگی کنید. حل کردن مسائل حوزه‌های بدسرشت در اغلب موارد بیش از این که نیزمند یک حوزه تخصص باشد نیازمند درکی (حتا سطحی) از پهنه وسیعی از دانش‌هاست.

برای مواجهه با زمینه‌های بدسرشت باید قادر باشیم مدام راه‌حل حوزه‌های دیگر را انتزاع و به ابزاری برای خودمان تبدیل کنیم از طرفی اجازه ندهیم درک جزئی نگر ما را دجار خطاهای شناختی کند. همه اینها جز تبدیل شدن به همان اقیانوس یک سانتی ممکن نیست. پس اگر جنرالیست هستید خودتان را سرزنش نکنید.شاید شما توانایی‌هایی دارید که یک متخصص ندارد.

چه بسا ایده‌آل‌ترین راه حل، کسب تخصص در یک حوزه و کسب دانش آماتور در همه حوزه‌های مورد علاقه‌ست.

جوامع بشری همچنان مه به تدریج یاد می‌گیرند با درونگراها مهربان‌تر باشند، بزودی خواهند فهمید جدی‌تر گرفتن جنرالیست‌ها احتمالا به نفع گونه‌مان خواهد بود.

جادو زمانی رخ می‌دهد که متخصص و جنرالیست‌ها همکاری بکنند.

رنسانس مرگ را از راما بخرید