مرور رده

داستان تالیفی

داستان کوتاه‌های تالیفی درجه‌ی یک از نویسندگان ایرانی را اینجا خواهید بخوانید.

یک نامه‌ی عاشقانه

سلام. حالت خوب است عزیزم؟ آنجا هوا چطور است؟ اینجا سرد است، دوباره سرد شده است. هزار سال است که سرد می‌شود. توی تخت خوابم،‌ دراز کشیده بودم که دوباره یادت افتادم. نمی‌دانم چرا یک دفعه سرد شد، عین مرگ که یک هو آمده باشد سراغم، غم آمد. عین

عشق واقعی

آیزاک آسیموف من جو هستم. این اسمی است که همکارم، میلتون دیویدسون مرا با آن می‌خواند. او یک برنامه نویس است و من یک برنامه رایانه‌ای. من بخشی از مجموعه مولتی‌وک هستم و با سایر بخش‌ها در سرتاسر جهان ارتباط دارم. من همه‌چیز را…

تنازع بقا

تنازع بقا بعضى­‌ها بيشتر از همه با بقيه فرق دارند، غيرمنتظره، خيلى زود و رازآلود مي­‌ميرند. نمى‌­توان به­ قدركافى مدرك انباشت و فارغ­‌بال و موثق آنها را پخمه، ديوانه يا نابغه ناميد. به­‌هرروى جهد چندانی لازم نيست تا تميز داد كه جزء دسته‌­ى…

نیرنگ آلتا-آترنا

بِگویا از خواب بیدار شد و بار دیگر از پنجره‌ی سیاه‌چاله به آسمان نگاه کرد. آسمان همچنان به سیاهی قیر بود. پنج شب بود که در آن سیاه‌چاله‌ی نمور حبس بود و جز خوابیدن و خالی کردن مثانه‌اش کاری نمی‌توانست انجام دهد. بگویا تشنه بود. گرسنه هم…